الملا فتح الله الكاشاني

35

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ايشان خامِدُونَ فرو مرده‌گان بودند يعنى بيك نعرهء جبرئيل فرو مردند چون آتش كه بيكبار فرو ميرد . يا حَسْرَةً اى تاسف و پشيمانى و ندامة در روز قيامت عَلَى الْعِبادِ بر بندگانى كه جميع اوقاترا صرف كفر كردند در معصيت و با وجود اين حال ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ نميآمد بديشان هيچ پيغمبرى إِلَّا كانُوا بِهِ مگر بودند كه با او يَسْتَهْزِؤُنَ استهزا ميكردند و اين قول در وقت مشاهده عذاب باشد يا وقت مردن يا در روز قيامة بعد از آن تخويف مشركان ميفرمايد بقوله . أَ لَمْ يَرَوْا آيا ندانستند اهل مكه كَمْ أَهْلَكْنا كه بسيارى هلاك كرديم قَبْلَهُمْ پيش از ايشان مِنَ الْقُرُونِ از اهل قرنهاى روزگار و مشاهدهء اين نكردند أَنَّهُمْ آنكه ايشان يعنى هلاك كرده شدگان إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ بسوى ايشان باز نميگردند يعنى به دنيا رجوع نميكنند پس چرا عبرت نمى گيرند بايشان و حال ايشان را قياس بنفس خود نميدهند و نميترسند از آنكه عذابى و عقوبتى كه بسبب عناد بر آن امت نازلشد بديشان نيز واقع شد . وَ إِنْ كُلٌّ و نيستند همهء ايشان لَمَّا جَمِيعٌ مگر فراهم آورده شدگان لَدَيْنا نزديك ما مُحْضَرُونَ حاضر شدگان براى جزاى كردار يعنى امم سابقه كه هلاك شده‌اند يا اين مخالفان كه در عقب ايشان بودند همه در عرصه‌گاه حاضر خواهد شد و مناسب كردار و گفتار خود بجزا و سزا خواهند رسيد و بعقاب اليم گرفتار خواهند شد چه هر چند نشانهاى خود را كه دلالت تمام دارند بر وحدة ما و قدرت ما بر بعث ايشان بايشان نموديم و اصلا به آن التفات نكردند و به نظر اعتبار در آن نگاه نكردند و بدان نگرويدند . وَ آيَةٌ لَهُمُ و نشانه كه مر ايشان راست بر قدرت كاملهء ما بر بعث ايشان الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ زمين مرده است يعنى خشك و بيگياه كه ما بسبب باران أَحْيَيْناها زنده گردانيديم وَ أَخْرَجْنا مِنْها و بيرون آورديم از وى حَبًّا جنس دانه را مراد حبوبيست كه قوت انسانست از گندم و جو و برنج و غير آن فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ پس از آن دانه ميخورند و به آن تربيت مىيابند . وَ جَعَلْنا و آفريديم ما فِيها جَنَّاتٍ در زمين بوستانها و باغها مِنْ نَخِيلٍ از انواع درختان خرما وَ أَعْنابٍ و اصناف انگور و چون زروع و اشجار بدون آب ثمره نميدهند از اينجهة در عقب آن ميفرمايد وَ فَجَّرْنا فِيها و روان كرديم در زمين آب را مِنَ الْعُيُونِ از چشمهاى آب تا به آن حبوب و نخل و اعناب را آب دهند و اينها را آفريديم . لِيَأْكُلُوا تا بخورند مِنْ ثَمَرِهِ از ميوه هر نوع از آن وَ ما عَمِلَتْهُ و از آن چه